پرنیانپرنیان، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 10 روز سن داره

پرنیان، نفس مامان و بابا

این 23 روز

1392/4/12 18:03
نویسنده : مامانی
1,613 بازدید
اشتراک گذاری

دخمل خوشگل مامان شما امروز 23 روزته.23 روزه که تو اومدی و تو این 23 روز زندگی ما کلی عوض شده.

شما دختر خیلی خوبی هستی و کلی خوش اخلاقی و هر کی میبینتت شیفته ت میشه مامانی.هنوز نیومده کلی خواستگار پیدا کردی!!!

یک خلاصه ای از این 23 روز برات بگم!به روایت تصویر!

4 روزت بود که من و بابایی و مامان جون برای غربالگری و چکاپ زردی بردیمت دکتر.80 گرم وزن کم کرده بودی که دکتر خیلی راضی بود (نی نی ها تو 5 روز اول بعد از تولدشون بین 5 تا 10 درصد وزن اولشون رو از دست میدن) بعد هم از دست کوچولوت خون گرفتن که شما دختر شجاعی بودی و خیلی گریه نکردی

خدا رو شکر زردیت 8.5 بود و دکتر گفت تو بچه های اون روز زردیت از همه کمتر بوده.

7 روز بعد از تولد هم نافت افتاد.همون روز هم مامان جون برای اولین بار حمومت کرد.شما خیلی اب دوست داری و تو حموم اصلا گریه نمیکنی

14 روزگیت هم که قرار بود بخیه هامو بکشن با من و بابایی اومدی دکتر و با دکترت عکس گرفتی.اینم عکس شما و دکتر محسن معینی مهربون که شما رو از شکم مامانی اورد بیرون

17 روزگیت هم برای چکاپ بردیمت.دکتر کلی ازت تعریف کرد و گفت دختر خوبی هستی و خوب هم رشد کردی.وزنت 3300 بود و قدت 51(دکتر گفت که احتمالا موقع تولدت قدت رو اشتباه گفتن) بعدشم گفت که چون شما خیلی شیر میخوری و بالا میاری  و معلوم نیست اشتهات به کی رفته بهت پستونک بدیم چون اینجوری معده  کوچولوت اذیت میشه. 

این بود خلاصه ای از این 23 روز.

بعدا اگه فرصت کنم میام و خاطره روز تولدت رو اینجا ثبت میکنم.

 

 

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (10)

مامان ایلیا
12 تیر 92 12:51
سلام عزیزم خیلی خوشحال شدم بالاخره عکس جدیدشو گذاشتی هر روز سر میزدم ایشالا که خدا برات نگهش داره


سلام.مرسی عزیزممممممممم.ایشالا ایلیا جون هم به سلامتی به دنیا بیاد

عاطی مامان نی نی
13 تیر 92 0:16
سلاااام عزیز دل خاله.قربونش برم ماشالا دخملی رو. خودت خوبی مامانی ؟ خودت خوب و ارومی پرنیان جونم اروم فداش شم. چه زود گذشت این روزا!
منم دخمل دار شدم حدسیاتت درست بودا بلا


آخ جون دخترررررررررر دیدی گفتممممممم.منم خاله یه دخمل خوشگل شدم خدا رو شکر
دوست جون پرنیان داره میادددددد

مامان سید عرشیا
13 تیر 92 13:47
چه خوب با دکترش عکس گرفتی. ایده خوبی بود. خدا دختر نازتو براتون حفظ کنه.


ممنونم عزیزم

نسیبه
13 تیر 92 14:06
تبریک میگم بهت خداروشکر که این مرحله رو به سلامت پشت سر گذاشتید . دخملی و از طرف من ببوس . منتظر خاطره زایمانت هستم.


قربونت برم نسیبه جون مرسیییییییی

آزاده(به کسی نگو)
15 تیر 92 10:59
ای جانم..... خدا حفظش کنه.... به سلامتی .... خیلی خیلی نازه هزار ماشاالله...
عزیزم به خودت خیلی برس... از حال و اوضاع خودت هم بنویس سزارین چطور بود؟


مرسی آزاده جونم.حتما میام مینویسم
عاطی مامان نی نی
15 تیر 92 13:48
زود زود عکس پرنیان جون رو بذار دلم واسش پر میکشه.
خودت خوبی؟بهتر شدی؟می تونی عربی برقصی حالا؟؟؟


عربی؟اگه بلد بودم از روز 4ام 5 ام میتونستم! از اون لحاظا مشکلی نیست عاطفه جونم.
مامانی آرتین
15 تیر 92 14:54
قربونش برم.چه نازه ماشاا... راستی خاله مهربون آرتین کوچولوی ما تو مسابقه نی نی شکمو شرکت کرده.خوشحال میشیم اگه بهش رای بدین.برای کمک به برنده شدنش با هر سیمکارتی که در دسترس دارین لطفا عدد 398 رو به شماره 200 8080 2000 اس ام اس فرمایید.بینهایت ممنونم بهمون سر بزن خاله جون
آفاق
17 تیر 92 23:02
وای چه دخملی

شبیه کیه ؟

خیلی عروسکه


افاق جون اولا خیلی شبیه باباش بود(به جز لب و دهنش که از همون اول عین خودم بود) ولی هرچی میگذره بیشتر شبیه من میشه
من ِ واقعی
18 تیر 92 22:40
ای جونم من وبلاگ این نی نی رو چجوری از دست داده بودم آخهههه
چقد نازههههه خدا نگه داره واستون انگاری نی نی خواهره خودمه وای خدااااا وسایلاشم خیلی خوشگل بود، من عاااشق لباس بچه ام


واقعا چه جوریییییییییییییییییی؟؟ها؟ها؟؟
مرسی عزیز دلممممممممممممممم

مامان عبدالرحمن واویس
19 تیر 92 21:22
سلام عزیزم تووبلاگمون ختم قران برگزارکردیم فقط 2جزء دیگه باقی مونده هرچه زودترخودتونوتواین ثواب بزرگ شریک کنید منتظرتونم