پرنیانپرنیان، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 10 روز سن داره

پرنیان، نفس مامان و بابا

ان اس تی و...

1392/3/17 23:15
نویسنده : مامانی
5,198 بازدید
اشتراک گذاری

جوجو طلا دیروز حدود ساعت 11 با بابایی رفتیم بیمارستان بهمن برای تست ان اس تی. افتضاح شلوغ بود و سگ میزد و گربه میرقصید. 2 ساعت برای یه ان اس تی معطل شدیم. من حسابی اعصابم خرد شده بود و کلافه بودم بابایی هم خسته شده بود خدا رو شکر که زایمانم 5 شنبه نبود چون این جوری که معلومه آخر هفته ها حسابی شلوغ و بی نظمه.

حدود ساعت 2 بود که کارمون تموم شد و خدا رو شکر نتیجه تست خوب بود. شما هم که سنگ تموم گذاشتی و تمام مدت تست خواب بودی اونهمه ابمیوه ای هم که من خورده بودم هیچ اثری روت نداشت.پامونو که از بیمارستان گذاشتیم بیرون بیدار شدی و شروع کردی تکون خوردندختر بلا!

***

دیگه این روزای اخره و همه چی برای اومدنت اماده ست و همه مون کلی ذوق داریم.

من و بابایی بی صبرانه منتظر دیدنتیم.

مامان جون و پدر جونت هم کلی واسه اومدنت تدارک دیدن.

خاله هات هم هر روز احوالت رو میپرسن و کلی ذوق دارن و  چیزای خوشگل برات خریدن

مامانی این چند روزه رو هم حسابی مواظب خودت باش تا ایشالا به سلامتی بیای بغلمون

 

تو ادامه مطلب عکس یه سری از وسایلت رو میذارم.

 

 

 

اینا رو فری جون(خاله کوچیکه) برات خریده:

اینا رو هم فاطمه جون برات خریده

اینم مامان جونت چند روز پیش برات اورد:

اینم بقیه وسایلت:

بیبی مانیتور

آویز تخت

قنداق فرنگی

تشک بازی

رختخواب دم دستی

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (5)

مامان ایلیا
18 خرداد 92 12:38
سلام خوبی عزیزم ایشالا کی زایمان میکنی ؟کدوم بیمارستان میری؟ببخشید هی سوال میکنم


سلام.مرسی عزیزم ایشالا 20 ام بیمارستان بهمن

آزاده(به کسی نگو)
18 خرداد 92 20:34
به سلامتی حما قبل زایمانت پست بزاریا....
مبارک باشه هدایاش خیلی خوشگلن


مرسی عزیزم
حتما [بوسه]


مريناز
19 خرداد 92 9:48
سلام عزيزم
انشااله به سلامتي فردا زايمان مي كني و پرنيان عزيزمون رو به اين دنيا مياري...
اصلا نگران نباشي ها ماماني قشنگ... من مطمئنم همه چيز به بهترين شكل ممكن اتفاق ميوفته و فردا پرنيان تو آغوشت آروم مي گيره و تو بهترين حس هاي دنيا رو داري
برات خيلي دعا مي كنم... فردا به يادتم مامان خوشگله


سلام مریناز جونم
قربونت برم عزیزمممممممم دعام کن





عاطفه
19 خرداد 92 15:35
سلام عزیزم ،به سلامتی انشاالله با یه نی نی خوشگل میای خونه به منم سر بزن


سلام.مرسی حتما میام پیشت

مریم جهانی(دوست فرزانه جوون)
21 خرداد 92 17:00
سلام
نمی دونی از دیدن این وبلاگ چقدر به وجد اومدم، قدم نو رسیده رو به شما و همسرتون تبریک می گم!
بسیار وبلاگ زیبا و ایده جالبی است سربلند باشید


مرسی عزیزم لطف داری مریم جان