هفته 37
دیروز من و بابایی برای چکاپ یکی مونده به آخر! شما رفتیم دکتر. بر خلاف انتظارمون مطب دکتر خلوت خلوت بود و بدون معطلی رفتیم تو(البته وقتی اومدیم بیرون تو مطب جای سوزن انداختن نبود اینو میگن شانس)
سونوی وزن گیری داشتی و طبق سونوت همه چیز نرماله فقط یه کم وزنت کمه و دکتر گفت ریزه میزه ای.
در کل دکتر راضی بود وزنتم 2500 بود جوجه خانم.منم اگه انقدر لنگ و لگد مینداختم وزن نمیگرفتم
بهتر هرچی بیشتر شیطونی کنی خیال من راحت تره![]()
سونوی دکتر یه کم طولانی شد و شما زیر دستش شروع کردی به سکسکه کردن(مثل همین الان که داری سکسکه میکنی و شکم من میپره بالا پایین)
دکتر نامه پذیرش بیمارستان و معرفی نامه بیمه رو هم داد.
بعدشم با بابایی رفتیم بیمارستان بهمن و یه سری اطلاعات گرفتیم.
لباس وقت ترخیصت رو هم هنوز نگرفتیم.تازشم ساک بیمارستانتم نبستیم!![]()
5 شنبه هقته پیش هم باباییت رفت رویان و قرارداد عضویت تو بانک خون بند ناف رو بست.منم بالاخره واکسن کزاز زدم اینجا واست تعریف نمیکنم چه جوری بود که ریا نشه
(میترسم بفهمی مادرت چه شیر زنیه!
)
تو ادامه مطلب هم عکس لباسایی که خاله بزرگه!!!
برات اورده رو میذارم






هفته 37
