آخرین خریدای سیسمونیت و ویزیت هفته 35
دیروز من و مامان جونت رفتیم دکتر برای ویزیت 35 هفتگی شما.کلا تا موقع تولد شما 2 تا ویزیت دیگه بیشتر نمونده
مثل همیشه مطب کلی شلوغ بود و یه کم معطل شدیم که بد هم نبود چون من کلی اطلاعات از منشی دکتر گرفتم.
بعدشم که نوبتمون شد و رفتیم تو و دکتر اول وزن منو گرفت که تو این 2 هفته 5/1 کیلو وزن اضافه کردم و شدم 58 کیلو بعد هم فشار که مثل همیشه 10 رو 6 بود و بعد هم سونو کرد و شما رو چک کرد و گفت همه چیزت خوبه فقط...
از این به بعد من باید حواسم رو به تکونا و لگدای تو بدم که ساعتی یه بار یه وول بزنی. از اونجایی که شما دختر عاقلی هستی از دیروز تا حالا داری موج مکزیکی میدی و اروم و قرار نداری
امیدوارم تا اخرش همینجوری شیطون بمونی که خیال من راحت باشه.
بعدشم گفت که من دیگه نباید رانندگی کنم
منم که بی ماشین بلد نیستم هیچ جا برم (هنوز محله رو یاد نگرفتم) بدترین قسمتشم اینه که نمیدونم چه جوری برم استخر . فعلا امروز رو نرفتم تا یه فکری بکنم.
بعدترشم من از اقای دکتر خواسته م ازمایش هایی که رویان میخواد رو برام بنویسه که انجام بدم و بتونیم با بانک خون بند ناف قرارداد ببندیم که خون بند ناف شما رو نگه داریم(ایشالا که هیچ وقت لازمت نشه مامانی )
***
هفته پیش با بابایی و مامان جون و خاله فری
رفتیم خیابون بهار و اخرین خریدای سیسمونی شما رو انجام دادیم. اصل کاری سرویس رو تختیت بود که مونده بود با رختخواب دم دستیت و یه سری خورده ریز. همه چیزو خریدیم جز رختخواب دم دستیت که اونم دو روز بعد مامان جونت برات خرید
اینم عکس آخرین خریدای شما:

مبارکت باشه عشقم![]()


آخرین خریدای سیسمونیت و ویزیت هفته 35
