اولین روز مادر
پرنیان خوشگلم امروز اولین روز مادریه که شما حضور داری و ایشالا سال دیگه روز مادر تو بغل مامانی
امروزم از ٦ صبح بیداری و داری ورجه وورجه میکنی و لگد میزنی منم که دیگه عادت کردم یه کم باهات حرف میزنم و قربون صدقه ت میرم و میخوابم و شما هم برای خودت تو شکم مامان بازی میکنی.
الانم من کم کم باید اماده بشم که برم استخر. شما آب بازی خیلی دوست داری و تو استخر هم تو دل مامان اروم و قرار نداری و همه ش دست و پا میزنی. من که حس میکنم بهت خیلی خوش میگذره اون تو. ایشالا که همین جوری هم باشه
در همین راستا دو تا استخر پیدا کردم که وقتی به دنیا اومدی و سه ماهه شدی میتونم شما رو ببرم.استخر مخصوص نوزادان. من شنا خیلی دوست دارم امیدوارم تو هم دوست داشته باشی و بعدا بتونیم باهم بریم استخر
**همین الان خاله ت زنگ زد مثل اینکه جوابای لاتاری امسال اومده.برم چک کنم ببینم شانس با ما یار بوده یا نه


اولین روز مادر
